پروانه اشتغال روانشناسی: برداشتی شخصی از چالشها و راهکارها

پروانه اشتغال روانشناسی: برداشتی شخصی از چالشها و راهکارها

بنام دوست که هرچه داریم از اوست
پروانهی اشتغالِ گرایشهای محض روانشناسی:
برداشتی شخصی از چالشها و راهکارها
حمید پورشریفی
گاهی به عنوان معلم دانشگاه و گاهی در رابطه با نقشهایی که در سازمان نظام روانشناسی و مشاوره دارم (عضو شورای مرکزی و عضو کمیسیون روانشناسی)، از طرف همکاران ارجمند و دانشجویان گرامی از من در مورد مسایلی از حرفه سئوالهایی پرسیده میشود. شاید نوشتن متن زیر پوششی برای این امر است که نمیتوانم به پرسشهای این عزیزان، انفرادی و جدا جدا پاسخ بدهم. البته اعتراف میکنم که فرصت را غنیمت شمرده علاوه بر برخی پرسشهای متداولِ اعضای حرفه، سئوالهایی را نیز خودم مطرح و به آنها پاسخ میدهم که تاکنون کسی از من نپرسیده است.
در یک روز پاییزی 1391، ساعت 9 صبحِ روز دوشنبه، با یک ساک در دست و تنی خسته از مسافرتِ دیشب، وارد ساختمانِ سازمان نظام روانشناسی و مشاوره میشود. بعد از 13 ماه در نوبت بودن، هفتهی گذشته به وی زنگ زده و گفتهاند که ساعت 10 صبح برای مصاحبه در کمیسیون روانشناسی در محل سازمان حاضر باشد. هنوز یک ساعتی باقی مانده است. خود را به طبقهی دوم میرساند. افراد دیگری آنجا هستند که برای مصاحبه در کمیسیونهای مختلف حضور یافتهاند. هر کدام از حاضران، دو نفری یا سه نفری به صورتی جدی با هم بحث و گفتگو میکنند. ولی او حوصله و توان مشارکت در این بحثها را ندارد. به محض اینکه یک صندلی خالی میشود، جسماش را در صندلی رها میکند و افکارش او را از هیاهو و صحبتهای حاضرین دور میکند. او همیشه خواسته است فقط و فقط از رشتهی روانشناسی درآمد داشته باشد. طی سال گذشته تلاشهایش برای داشتنِ شغل ثابت نتیجه نداده است. به واسطهی ارتباطهایی که داشته گاهی سخنرانیهایی را در مدارس و آموزشهایی را در فرهنگسرای شهرداری شهر خود داشته است، چند واحدی در دانشگاه آزاد محل زندگی تدریس میکند، دانشجویانی به وی استاد میگویند ولی عایدی همهی این فعالیتها در حدی نیست که بتواند نام آن را یک درآمد بنامد و برای اینکه بتواند نزد دانشجویان به آراستگی ظاهر شود گاهی همچنان به درجهای به پدرش وابسته است و این رنجش میدهد. به یادش میآید که در درس روانشناسی رشد به دانشجویان مبحث هویت را تدریس کرده است و اینک از اینکه احساس میکند خودش به عنوان یک کارشناس ارشد هنوز فرایند هویت را به طور تمام و کمال طی نکرده است، خندهی تلخی در چهرهاش ظاهر میشود؛ چرا که اگر به عنوان بخشی از هویت از وی بپرسند شغلاش چیست؟ پاسخ مشخصی نخواهد داشت. لحظهای به خود میآید. نیمنگاهی به اطراف میاندازد. همه مشغول صحبت هستند و کسی به او توجهی ندارد. افکارش ادامه مییابد امیدوار است که با موفقیت در مصاحبهی امروز و دریافت پروانهی اشتغال بتواند در یک مرکز روانشناسی و مشاوره، خدماتی را به مراجعان ارایه نماید. مثل هر امتحان یا مصاحبهای به درجهای مضطرب است ولی به مقالات و کارهای پژوهشی خود که نسخهای از آنها ساکش را سنگین کردهاند فکر میکند و این امر که رتبهی اول کارشناسی ارشد بوده است دلگرمش میکند و از نگرانیاش میکاهد. لحظهای از افکارش دور میشود و به مکالمههای اطرافیان گوش میدهد. یکی از حاضران سومین باری است که برای مصاحبه آمده است. او به بغل دستی میگوید: “اینها در کمیسیون کاری با مقالات و فعالیتهای پژوهشی ندارند”… با شنیدن این جملات بازهم به فکر فرو میرود: “نکنه من هم بار اول پذیرفته نشوم”، “نکنه مجبور بشم چند بار از خوزستان تا اینجا مسافرت کنم و دست خالی برگردم”. بیمها به تدریج بر امیدها غلبه میکنند.
بالاخره جلسهی کمیسیون شروع میشود و نوبت وی فرا میرسد. شش نفر از اعضای کمیسیون حضور دارند. یکی از اعضا که به نظر میرسد رئیس باشد از او میخواهد خودش را، تحصیلاتی که داشته است و تجارب حرفهای خود را معرفی کند. در ادامه اعضای کمیسیون سئوالها را شروع میکنند … و در نهایت رئیس کمیسیون میگوید که ما جمعبندی میکنیم و نتیجه از طریق واحد صدور پروانه به شما اطلاع داده خواهد شد. اگرچه به او نگفتهاند که نتیجه چیست ولی به خوبی حدس میزند که نتوانسته است نظر اعضای کمیسیون را تامین کند. او با چهرهای خمود جلسه را ترک میکند و در این اندیشه است که اگر از قبل میدانستم کمیسیون از من چه انتظاری خواهد داشت در این یکسال و اندی که در نوبت کمیسیون بودم خودم را آماده میکردم.
اعضای محترمِ کمیسیونِ روانشناسی بارها و بارها شاهد چنین مصاحبه شوندههایی بوده و هستند. آنها معمولا به سختیها و شرایط افراد تحت مصاحبه واقفند و در وسع خود آن شرایط را درک میکنند، در عین حال به خاطر دفاع از حقوق مراجعانِ روانشناسان، بر حفظ چهارچوب های لازم در اعطای پروانهها اصرار دارند. آنچه بیان شد، نمونهای فرضی از دعوت شدگان به کمیسیون روانشناسی سازمان نظام روانشناسی و مشاوره است و آنچه در پی میآید سخنی غیررسمی با این عزیزان است که بدانند چه انتظاری از آنها وجود دارد. شایان ذکر است که مطالب مطرح شده در زیر که به شکل پرسش و پاسخ ارایه شده است صرفا نظرات شخصی نگارندهی مقاله است و به هیج وجه به مثابه نظر کمیسیون روانشناسی و یا سازمان نظام روانشناسی و مشاوره نیست.


چه کسانی در کمیسیون روانشناسی مورد مصاحبه قرار میگیرند؟ در سازمان نظام، برای گرایشهای مختلف روانشناسی و مشاوره کمیسیون های مختلفی اختصاص یافته است. در رشتهی روانشناسی برای برخی از گرایشهای کاربردی (applied) کمیسیونهای ویژهای وجود دارد؛ به عنوان مثال کمیسیون روانشناسی بالینی ویژهی روانشناسان بالینی و سلامت و یا کمیسیونهای روانشناسی تربیتی، روانشناسی استثنایی و دیگر کمیسیونها که هرکدام پروانهی اشتغال دانشآموختگان خودشان را بررسی میکنند. با توجه به کثرت دانشآموختگان روانشناسی عمومی و نیز وجود دیگر گرایشهای محض روانشناسی (pure psychology) نظیر روانشناسی شخصیت، از اواخر سال 1389 کمیسیونی با عنوان “کمیسیون روانشناسی” راهاندازی شد. اعضای کمیسیون روانشناسی تنوعی از تخصصهای کاربردی و محض روانشناسی را از دانشگاههای مختلف شامل میشود.
آیا لازم است همهی روانشناسان پروانهی اشتغال داشته باشند: فرق رشته و حرفه؟ به نظر میرسد برای برخی از روانشناسان ارجمند فرق رشته و حرفه چندان متمایز نشده است. اگرچه بر اساس قانون تشکیل سازمان نظام روانشناسی و مشاوره، همهی افراد واجد حداقل کارشناسی ارشد در روانشناسی یا مشاوره میتوانند به عضویت سازمان درآیند و به تبع آن متقاضی پروانهی اشتغال باشند، اما نه همهی روانشناسان نیاز دارند که پروانهی اشتغال داشته باشند؛ مثل برخی از اعضای هیات علمی گروههای روانشناسی که قصد ارایه خدمات روانشناسی به جز تدریس ندارند؛ و نه الزامی در صدور پروانهی اشتغال به همهی متقاضیان وجود دارد، مگر اینکه صلاحیتهای لازم و حداقلی را داشته باشند. بر این اساس قرار نیست همه افرادی که روانشناس میشوند به صورت حرفهای خدمات روانشناختی ارایه دهند.
اگر پروانهی اشتغال برای یک روانشناس عمومی صادر میشود چه معنایی دارد و آنچه با آن پروانه میتواند یا نمیتواند انجام دهد چیست: مداخلات یا درمان؟ روانشناسی عمومی اهمیت وافری دارد و فهم دقیق مبانی حوزهی روانشناسی را فراهم میسازد. این گرایش روانشناسی general و به تعبیر من ژنرال روانشناسی است و اگر ورود به این گرایش از روانشناسی با عشق و علاقه انجام شود، بستر لازم برای دانشمند شدن روانشناس را مهیا میسازد. علاوه بر توانمندی روانشناسان عمومی در فهم مکانیسمهای زیربنایی روانشناسی، آنها از توانمندی آموزش و پژوهش در روانشناسی برخوردار هستند و از این منظر میتوانند با مشارکت جدی در آموزشهای روانی نظیر شیوههای فرزند پروری، آموزش پیش از ازدواج، آموزش مهارتهای زندگی و نظایر آن نقشی جدی در پیشگیری از آسیبهای روانی- اجتماعی و ارتقای توانمندی مراجعان روانشناسی ایفا نمایند. مداخلات روانشناختی (psychological interventions) عنوانی کلی است که آموزش روانی (psychoeducation) و درمان (treatment) از جملهی مواردی است که تحت پوشش این عنوان کلی قرار میگیرد. یک روانشناس عمومی، بالقوه میتواند دامنهی وسیعی از مداخلات روانشناختی را به کار گیرد (مثل آموزشهای روانی یا حتی استفاده از مداخلات شناختی – رفتاری برای ارتقای کیفیت زندگی بیماران خاص جسمی) ولی بهتر است وارد عرصهی درمان نشود (مثلا درمان شناختی – رفتاری یک فرد مبتلا به افسردگی اساسی)؛ مگر اینکه آموزشهای کافی، دقیق و معتبری را در این خصوص گذرانیده باشد. از آنجایی که آموزشهای کوتاهمدت نظیر کارگاههای آموزشی نمیتواند جایگزین آموزش رسمی و درازمدت شود، بر این اساس بهتر است حتی در صورت دریافت آموزشهای کوتاه مدت، یک روانشناس عمومی از مداخلات تخصصی نظیر رواندرمانی بهره نگیرد و بر این اساس لازم است در معرفی خود از واژههایی مثل رواندرمانگر استفاده نکند. البته اینکه یک روانشناس عمومی دارای پروانهی اشتغال دقیقا چه مواردی را میتواند و چه مواردی را نمیتواند انجام دهد لازم است توسط شورای مرکزی سازمان نظام روانشناسی و مشاوره تعیین شود.
یک روانشناس عمومی یا شخصیت و یا دیگر گرایشهای محض روانشناسی، برای دریافت پروانهی اشتغال لازم است چه صلاحیتهایی داشته باشند؟ اگرچه انتظار بر این است که یک روانشناس عمومی مداخلات تخصصی (رواندرمانی) ارایه ننماید ولی تنوع مراجعانِ احتمالی روانشناسان عمومیِ دارای پروانه ایجاب میکند که دانشِ لازم و کافی را در خصوص تشخیص و مداخلات روانشناختی داشته باشند. این در حالی است که گرایشهای محض روانشناسی واحدهای درسی مرتبط با تشخیص و یا مداخلات روانشناختی نمی گذرانند و در بهترین شرایط برخی از آنها درس آسیبشناسی روانی را دارند که لازم ولی ناکافی است. اگر کاستیهای آموزش روانشناسی دانشگاهها و در مواقعی داشتن کارشناسی نامرتبط به این امر اضافه شود، مشکل حادتر میشود. بر این اساس، مطابق تجربهای که دارم یکی از مواردی که طی مصاحبه مورد تاکید قرار میگیرد سئوالهایی در مورد آسیبشناسی و تشخیص و در کنار آن سئوالهایی در مورد یکی از رویکردهای مداخلاتی &#